تبليغاتX
هستی من از تو مانده یادگار - دو سالگی هستی مبارک...
هستی من از تو مانده یادگار

سرفه های ادم دل شکسته صدای خرده شیشه میدهد!!!!!!!

 

 

کوچولوی مهربونم

شاید تو یادت نیاید اما من خوب یادمه چجوری پا تو دل کوچک و شکسته من گذاشتی.وقتی اومدی ماه های اول اومدنت خیلی خوب بود خیلی.اما بعدش...تو این یک سال و نیم سختی و رنج کشیدن این تو بودی که همیشه کنارم موندی و ترکم نکردی.بارها و بارها از همه عالم بریدم و تنها جایی که تونستم اروم بشم کنار تو بود.انقدر واسم مهم و عزیزی که واست اسم انتخاب کردم و هرجا حرف تو شد گفتم هستی جونم دختر کوچولوم!!خیلی وقتام که جوش میاوردم دلم میخواست بیام و همه چیو پاک کنم و بی خیالت بشم اما نشد.خیلی عزیز بودی واسم و هستی.تو این دو سال تو اتفاقای خوب و بد زیادی دیدی که شاید کفه سختی ها و غم ها و گریه هاش خیلی سنگین تر از کفه شادی و خوشیش بوده.ادمای زیادی هم دیدی که خیلی هاشون دیگه وبلاگ نمینویسن و چند تا دوست جوون جوونی که میدونم واسه توام خیلی عزیزن.درسته که دو سالته اما همیشه تو تصمیم گیری هام و فکر کردنام اگه نبودی شاید...امسال نخواستم مثل پارسال واست جشن مفصل بگیرم و دوستامو یا یهتر بگم دوستاتو دعوت کنم.فقط خواستم یه یاداوری کوچولو بکنم به خودم که دوسال پیش کجا بودم و حالا کجا!امسالم که تولدت همزمان شده و با اولین روز ماه مبارک و اتفاق خیلی خوبیه.کی میدونه شاید تا سال دیگه نباشم که بتونم واست جشن بگیرم اما همون طور که پارسال بهت قول دادم بازم قول میدم که تا وقتی نفسی میاد و میره نذارم تبدیل به وبخاک!بشی.بازم تولدت مبارک

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 0:32 توسط | |