سرفه های ادم دل شکسته صدای خرده شیشه میدهد!!!!!!!
مرد به یاد اورد که یک بار هنگامی که در جنگلی راه میرفت عنکبوتی را سر راهش دید و راهش را کج کرد تا ان را له نکند. فرشته لبخند زد و تار عنکبوت از اسمان فرود امد تا مرد بتواند از راه ان به بهشت صعود کند.گروهی از محکومان دیگر نیز از تار عنکبوت استفاده میکنند و شروع میکنند به بالا رفتن از ان.اما مرد از ترس پاره شدن تار به سوی ان ها برمیگردد و ان هارا هل میدهد.در همین لحظه تار پاره میشود و مرد بار دیگر به دوزخ باز میگردد. صدای فرشته را میشنود که:افسوس.خودخواهی ات تنها کار نیکی را که انجام داده بودی به پلیدی تبدیل کرد.
مرد پلیدی در استانه مرگ کنار دروازه دوزخ به فرشته ای برخورد.فرشته گفت:فقط کافی است در زندگی ات یک کار خوب انجام داده باشی و همان یاری ات میکند.خوب فکر کن
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت
13:51 توسط | |

