تبليغاتX
هستی من از تو مانده یادگار
هستی من از تو مانده یادگار

سرفه های ادم دل شکسته صدای خرده شیشه میدهد!!!!!!!

اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...... اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه .............

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:45 توسط | |
سلام.....سلام ............سلام

حال شما؟احوال شما؟چه خبر از امتحانا؟من که دیگه رمقی برام نمونده.انقدر خبرای دست اول دارم که نمیدونم چجوری بگم...........یعنی شماها هیچ کدوم نشنیدین؟انقدر تعجب کردم وقتی اومدم اینجا!گفتم حتما واسم کامنت گذاشتینو ماجرا رو پرسیدین ولی دیدم نه مثل اینکه این امتحانا هوش و هواس واستون نذاشته!خوب.پس شرح کامل ماجرا رو از زبان یک شاهد عینی بشنوین...

از روز یکشنبه۲۷/۴/۸۷ تو دانشگاه ما تحصن بود و به مدت ۴روز این تحصن ادامه داشت.میپرسین چرا؟عرض میکنم خدمتتون.روز شنبه۲۶/۴ معاونت فرهنگی دانشگاه زنجان که از اعضای کمیته انظباتی و دکترای ادبیات و همچنین استاد ادبیات بودند را در حال تجاوز به یکی از دخترای دانشگاه غافلگیر کردندو دست طرف را رو کردند.ماجرا ازین قرار بود که این دختر کارش به کمیته کشیده بوده و این اقا هم به این بهانه همش دخترو احظار میکرده و اخر سر بهش این پیشنهادو داده.دختره هم قبل اینکه بره پیش طرف ماجرارو به بچه های شورا صنفی میگه و اونا هم سر فرصت مناسب طرفو غافل گیر میکنند و بعد هم ازش فیلم میگیرند که فیلمش همون روز تا ساعت ۸شب دست همه بچه ها بود که همین فیلم تو اینترنتم هست و ماهواره هم اونو پخش کرد.همون شب پسرا و دخترا پشت ساختمون مرکزی دانشگاه تجمع میکنند تا جواب بگیرن و بعد با حضور رییس دانشگاه میرند سالن ورزش.حدود۲۰۰۰نفر میشدند.همون شب رییس دانشگاه دو روز امتحانا رو لغو میکند و بچه ها ازش میخوان استعفا بده و اونم مهلت میخواد.از روز بعد ساعت۹صبح تحصن ما شروع شد.مهم ترین خواسته ما هم برکناری رییس بود چون از قبل بهش گفته بودن و اونم گفته بوده باید مدرک داشته باشید و خیلی مسایل دیگه در زمان ریاست اون اتفاق افتاده بود.تا اخر اون روز تجمع۳یا۴۰۰۰هزار نفری ما جوابی دریافت نکرد.روز بعد از صبح زود بچه ها دیوار انسانی جلوی در دانشگاه تشکیل دادند و هیچ کس جز دانشجو ها رو راه ندادند.مسئول اموزش.استاد و هرکس دیگه حق ورود نداشت.دانشگاه در تصرف کامل ما بود.خلاصه این کار ۴روز طول کشید تا بالاخره با وساطت نماینده مجلس این مسئله حل شد و ایشون قول داد ماجرا رو در صحن علنی مجلس پیگیری کنه و تا ۱۰تیر رییس برکنار بشه وگرنه ما دوباره تحصن کنیم!ماجراخیلی صداکرده بود و روزنامه هاهم نوشته بودند و ۲۰:۳۰ هم خبرشو پخش کرد.کار اونقدر بیخ پیدا کرده بود که داشت به شورای امنیت ملی می کشید.کار ما اصلا سیاسی نبود ولی یه عده ازین کار ما سوئ استفاده کردند و گفتند کار اینا سیاسی بوده.انسجام و وحدت بچه ها فوق العاده بود.فکر کنین۳۰۰۰نفر .خیلی هماهنگ از صبح پشت در رو اسفالت مینشستند یا هماهنگ به سمت ساختمون مرکری میرفتند.دانشگاه ما دومین دانشگاه در خاورمیانه از لحاظ وسعته.واز اونجایی که در۶کیلومتری جاده تبریز قزار گرفته ادامه تحصن میتونست اوضاعو خیلی خراب کنه.خداروشکر که به خواسته هامون رسیدیم.انقدر تو این چند روز خسته شدم که نگو.چند شب نخوابیدم.فقط صبح به صبح یه چزی میخوردیم.ولی فایده داشت.خیلی اتفاقات تو این چند روز افتاد سعی کردم مختصر بگم.۳تا از امتحانامم لغو شد که از یک شنبه شروع میشه

پی نوشت:بابا مگه این عکسه چه مشکلی داشت که همتون غرغر کردین سر من.واسه تنوع بود دیگه!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:45 توسط | |