تبليغاتX
هستی من از تو مانده یادگار
هستی من از تو مانده یادگار

سرفه های ادم دل شکسته صدای خرده شیشه میدهد!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:6 توسط | |
نمک رو زخم من نپاش/تویی تنها دلخوشیم/غیر مستقیم تیکه ننداز/نگو مال هم نمیشیم/از رو دلسوزی میخندی/میگی همش به فکرمی/چرا زورکی واسه من/از عاشقی دم میزنی؟/حالا که میخوای بری/نمیخواد بهم بگی/عاشقمی و منو/خیلی دوسم داری/واسه نبود من خدا خدا نکن/وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگا نکن/تیکه میندازی که باید بری غیر مسقیم/برو ولی یه درصدم فکر نکن قیدتو زیدیم/میخواستی دلمو ببری بردی خداییشم/تنها بدی عشق اینه عاشقا جدا میشن/ازت ممنونم اگه واسم دل میسوزونی تو/اره ممنونم اگه هنوزم به فکرمی تو/بگو اندازه من میخوره کی غم تو/راستی راستی نمیخوای بیام به دیدن تو؟/برو/اگه  حالا که دوسم نداشتی تو/بذار برو/برو نمیخواد به پای من بسوزی و بسازی/برو نمیخواد که واسه من عشقتو ببازی

پی نوشت۱:خوب باید بگم که مسئله که پیش اومده بود رفع شد.ما همچنان با میلاد خان جانمان هستیم!نگرانمان نشوید عزیزان دل

پی نوشت۲:خوب هر اومدنی یه رفتنی داره.منم دارم میرم.شاید تا ۵شنبه نتونستم بیام.همین جا از همه خداحافظیی میکنم.شاد باشید

یا علی

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:14 توسط | |
سلام..........سلام.......سلام

حال شما؟احوال شما؟خوش میگذره؟معلومه حسابی به همه خوش گذشته که من فراموش کردین.باشه خوش باشین بی من باشین.چی میشه مگه؟البته من خودمم اصلا نت نمیومدم .وقت سر خاروندنم نداشتم.تازه پریشب از سفر برگشتم.از اون موقعم نمیتونستم وصل بشم.خداییش عید امسال خیلی بهم چسبید.خیلی خوش گذشت.نه این که پارسالم به خاطر کنکور هیچ جا نرفتم امسال حسابی تلافی کردم.یه هفته هم جاتون خالی شمال بودیم.حسابی واسه خودم گشتم و به قول دوستم اکسیژن ذخیره کردم و حسابی با دیدن طبیعت بکر شمال انرژی ذخیره کردم.ما هیچ وقت دریا نمیریم.پدرم شمالیه.اون سمتی هم که هستیم فقط جنگله.اونم چه جایی.جاهایی که کمتر پیش میاد کسی بره و حسابی بکره.خیلی جاهای خوشگلی داره خداییش.من که حسابی کیف کردم.یه ابشارم تو لونک هست که خیلی خوشگله.البته حسابی هم شلوغه ولی واقعا زیبا و جالبه.از این لحاظا اگه بخوام حساب کنم حسابی بهم خوش گذشت ولی یه موضوعی هست که ازارم میده و حتی تو بهترین لحظه ها نمیذاره از ته دلم شاد باشم و اونم میلاده. الکی الکی دارم تعطیلاتمو به خودم زهر میکنم.بی خودو بی جهت!داره تعطیلاتمو خراب میکنه.یعنی نه این که با بودنش داره اذیتم میکنه برعکس چون اصلا پیشم نیست دارم اذیت میشم.روز اول عید یه چند تا اس ام اس داد.چند روز بعدش اس ام اس زدم جواب نداد.بعدش هی میس میزد زنگ زدم بهش گفت شارژم داره تموم میشه.دیروز ظهر بهش زنگ زدم جواب نداد.امروزم همین طور.میدونم اون کاری نکرده که بخوام از دستش ناراحت باشم.خوب اونم حق داره از تعطیلاتش استفاده کنه.خوش بگذرونه ولی...........شاید موقعیت نداشته جوابموبده ولی همین کاراش خیلی ناراحتم میکنه.مشکل این جاست که من خیلی وقتا وقتی ازش دلخور میشم نمیگم چرا از دستش ناراحتم .شاید اگه بهش بگم سوئ تفاهما برطرف بشه ولی بدی من اینه که بهش نمیگم و روز به روز این مشکل کوچک بزرگ و بزرگتر میشه و یه دفعه همه چیزو بهم میریزه.کاش بهش میگفتم از این رفتارش ناراحتم.نمیدونم.....اون شاید اصلا یه درصدم احتمال نده ازش دلخورم.اخه اون فکر میکنه من هروقت سراغی ازش نمیگیرم سرم شلوغه و گرفتارم واسه همین هیچ وقت بی موقع باهام تماس نمیگیره.از این ارتباط کم کم دارم خسته میشم.از یه طرف وقتی با همیم خیلی خوشحاله.همش میگه میخنده.شوخی میکنه.قربون صدقه میره از یه طرفم این طوری.وقتی چند روز پیداش میشه خیلی نگران میشم اخه اون همیشه وقتی غیبش میزنه حتما یه مشکلی براش پیش اومده.این مدت همش بدشانسی اورده.شایدم این دفعه دوباره یه ماجرای تازه براش پیش اومده باشه.نمیدونم...واقعا نمیدونم.فقط امیدوارم هرچه زودتر پیداش بشه

تا بعد

 

 پی نوشت:یه دوستی به اسم مسافر اومده پیغام خصوصی گذاشته و گفته متاسفم که یک تنه به قاضی میرید.هیچ ادرسی هم نذاشته.من که نمیدونم چی رو داره میگه و چه موضوعی رو داره میگه.کاش یک کم بیشتر توضیح میداد.مطالب وب خودمو گفته یا یه جای دیگه من چیزی گفتم.در هر صورت اگه ایشون این طوری فکر میکنه من معذرت میخوام.

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 1:53 توسط | |