سرفه های ادم دل شکسته صدای خرده شیشه میدهد!!!!!!!
سلام به زمستون،سلام به برف،سلام به سفیدی،سلام به عشق،سلام به دنیا و سلام به خود خود خدا... اگه بدونید امروز چه روزیه....امروز یکی از خوشگلترین روزای خداست چون تو این روز یکی از بهترین فرشته های دنیا پا به دنیای کوچولوی ما گذاشت!امروز روز تولد بهترین داداش دنیااااااااااااااااااااااااااااا داداش میلاد گلمه که از همین جا با یه دسته ستاره و یه باغ گل سرخ تولدشو تبریک میگم وحاااااااااااااااااااالا متن تولد داداشی وقتی که اسم زمستون میاد یاد چی میافتی؟یاد سرما؟یاد برف؟زمین خشک ؟یا شایدم یاد یخ زدگی زمین و زمین خوردن های بعد برف!من هم وقتی اسم زمستون میامد همیشه همیشه یاد یه تک درخت تنها میافتادم که تک و تنها زیر هجوم بی امان برف ،تنها ی تنها پنهان شده.همیشه یاد سرما میافتادم و اخر خیالم یه ته مزه تلخ از زمین خوردن هام و خنده های دیگران!واخر سر وقتی میدیدم پاییز داره تموم میشه با تنفر می گفتم اه دوباره زمستون!چه مزه گسی داشت این زمستون زیر دندون های من!!نمیدونم با این زمستون بیچاره چه پدر کشتگی داشتم که هنوز نیموده دعا میکردم هرچه زودتر بارشو ببنده و بره.دوست داشتم برف بیاد ولی یا این برف تا اخر زمستون بمونه یا این که یه شبه اب شه و زمین ها یخ نزنه!دوست داشتم وقتی برف میبارد فقط خودم رو برفا قدم بزنم فقط خود خود خودم.از زمستون که بگذریم نفرت عجیبی از دی ماه داشتم.نمیدونم چرا به خاطر اینکه دی فصل امتحاناته،یا به خاطر این که چند تا زلزله مثل بم تو دی اتفاق افتاده بود یا.................هرچی که بود اینو میدونستم که از زمستونو دی ماه متنفرم.همیشه خوشحال بودم از اینکه تو پاییز بدنیا اومدم حتی دوست نداشتم با متولدین دی ماه حرف بزنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!این نفرت عجیب و غریب خیلی وقت بود که تو خیالم چادر زده بود و خیال رفتنم نداشت تا این که................نمیگم چیشد چون خودمم هنوز حیرون موندم که چی شد که این طوری شد !اما حالا چند وقته که وقتی یاد زمستون میافتم ته ته فکرم قند اب میشه دیگه مزه تلخی نداره.خودمم موندم که چی شد که دیگه تنفری از زمستون ندارم!حالا وقتی که برف میباره وقتی شبا ستاره های اسمون بهم چشمک میزنند و به برفی که داره میباره نگاه میکنم یکهو دلم میلرزه،دیگه دلم نمیخواهد که تنها تو برف قدم بزنم حالا دلم میخواهدکه.....اگه تو با من باشی دیگه حتی از زمین خوردن توی برف هم نمیترسم!زمستان را برا ت بهار میکنم اگه در کنارم باشی.از این روز ساعت دلمو به وقت عشق کوک میکنم و تقویم ذهنمو روی عدد قشنگ ۲۷ نگه میدارم تا شاید روزی بشه که..............اصلا ولش کن از همه اینا که بگذزیم دلم میخواست بهت بگم این تو بودی که باعث شدی من با زمستون اشتی کنم.میگن وقتی پاییز میره همه گل ها رو هم با خودش میبره،همه گل هل قایم میشن و تا بهار هم خودشونو افتابی نمکنن اما انگار پاییز یادش رفته بود که تو رو با خودش ببره!اصلا چه خوب شد که از این سفر جا موندی.تک گل ارزوهای من شکفتنت مبارک!ارزو میکنم که همیشه یادتو یه یادم بمونه.تو قول بده تنها نمیمونم منم قول میدهم که هر روز ضربان دلمو با نفس های گرم تو کوک کنم.مسافر تنهای من به این خونه کوچولو خوش اومدی.دلم میخواهد تمام ستاره های اسمانو فدای چشای بارونیت کنم و ارزو کنم که همیشه همیشه بی غروب باشی و بهت بگم تولدت مبارک! خوب امیدوارم بدی این متنو به خوبی خودتون ببخشید تولدت مباررررررررررررررررررررررررررررررررک حرفی نمونده یاعلی خدا حافظ همین حالا بالاخره پاییز هم کوله بارش رو گذاشت رو دوشش و رفت و ننه سرما جاشو گرفت.و ما باید تا سال دیگر تو حسرت دوباره دیدن پاییز بمونیم.چند روز بود که میخواستم اپ کنم اما نشد.احتمالا این اخرین اپ من تو این ماه خواهد بود و از همه دوستایی که نمیتونم بهشون سر بزنم و اون ها با اومدنشون منو شرمنده میکننند معذرت میخواهم.راشتی شب یلدا خوش گذشت؟به من که خیلی خوش گذشت و برنامه هزار و هفت رادیو این زیبایی و شیرینی رو دوچندان کرد.وقت امتحاناته و امتحانای ما هم از شنبه شروع میشه امیدوارم که خدا دست همممونو بگیره و کمکمون کنه تا به جاهایی که میخواهیم برسیم.سال نو میلادی و تولد مسیح(ع) را به همه مسیحیان تبریک میگم .امیدوارم که سال خوبی رو در پیش رو داشته باشند وحالللللللللللللللللللللا تو اما.............. عشق من!بی قرارم!تو اما.../من تو را دوست دارم تو اما.../من فراموشی خاطراتم/احتمالا غبارم،تو اما.../هیچ کس این طرف ها ندارد/هیچ کاری به کارم،تو اما.../برگ زردم،بله میپذیرم/پوچ و بی اعتبارم تو اما.../چهره دردناک و تبسم/خنده مستعارم تو اما.../بی پناهم،سپر هم ندارم/چشم اسفندیارم تو اما.../صورتم سرخ،اری قشنگ است/از درون هم انارم تو اما.../فصل ها از بهارم گذشتند/خب تمام است کارم تو اما.../گفتمت فصل خوبی است گفتی/خسته ام کار دارم تو اما.../باز در چشم من خیره ماندی/باز بی اختیارم تو اما.../قلعه ماسه ام روی ساحل/سخت ناپایدارم تو اما.../رخم پاشیده شب را به جانم/مرگ دنباله دارم تو اما.../بی تو ای ماه!ای ماه!ای ماه/ظلمت روزگارم،تواما.../شیهه اسب من را خریدند/این هم از افتخارم،تو اما.../ابر در ابر در ابر در ابر/در خودم سوگوارم تو اما.../اخرین سرفه یک مسافر/سوت سرد قطارم تو اما.../من خودت را به تو میسپارم/جز تو چیزی ندارم/تو اما............................... حرفی نمونده یاعلی یا محمد بی غروب باشید![]()
![]()
.داداش جونم امیدوارم که۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷ساله بشی و همیشه در کنارم باشی.این پست یه پست کاملا اختصاصی برای تولد داداشمه و تو این اپ من میخواهم که فقط واسه داداشم بنویسم.و از بقیه دوستای گلی که سر میزنند هم معذرت میخواهم.میدونید من تقریبا میشه گفت که نویسنده هستم و داستان و قطعه ادبی(اگه بشه روش اسم نوشته گذاشت)مینویسم برای همین خواستم برای تولد داداش گلم هم یه متن بنویسم اما نمیدونم چرا هیچی به ذهنم نمیرسید البته یه چیزایی نوشتم اما اگه بد شده تو رو خدا ببخشید بقیه متنام به این بدی نیست.نمیدونم چرا هرچی فکر میکردم به جایی نمیرسیدم.واسه همین از داداشی معذرت میخواهم انشاالله دفعه بعد جبران میکنم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت
23:49 توسط | |
سلاممممممممممممممممممممممم
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت
10:8 توسط | |

